تبليغاتX
اندر احوالات پسر عموی ملانصیرالدین(ره)ه!
اندر احوالات پسر عموی ملانصیرالدین(ره)ه!
مبارز نستوه!! - مجاهد بی ثمر!! - گلوله مشقی!!!
با سلام و درود و دو صد بدرور به روان پاك و منور ملاي بزرگ و با جناق ما!!!

به رسم ادب و احترام بر نسوان و رجال محترم برآن شديم كه در اين بلاگ نامه آمده و يك بيوگراف نامه از خويش ارائه دهيم، باشد كه مورد پسند همگان و مخصوصا ملاي عزيز قرار گيرد.

اينجانب باجناق ملاي بزرگ، شمس العرفا، مخزن الاسرار مي باشم كه به ناچار و بعد از افتادن به چاه ذلت تأهل، هم منزل خويش، هم ملا، و هم مادر منزل خويش را بايد تحمل مي نموديم.

بسي سخت است دهشتناك كه نصيب دشمنتان نكند.

اينجانب بسيار زن زليل ميباشم.....

و اما داستان پيوستن ما به اين بلاگ نامه

از آنجايي كه طبق مثل قديمي تر از ما خر سواري نميشود، با جناق فاميل و در پي بيكاري زياد با تمامي مدارك و رتبه هاي عاليه، از بيكاري فراوان مرتفع به رتبه ي متراژ ارشد كوي و برزن، ثبت در كتاب گينس الگُنسا به دليل شمردن ۱۰۰ خر در كمتر از ۱۰ ثانيه و .... ملا را در خواب ديدم كه از من حقير دعوت به عمل آوردند براي نگارش و اينجانب نيز دعوت ايشان را لبيك گفته و شروع به هذيان گفتن نموديم، باشد كه مورد لطف و نظر قرار گيرد، ان شاء ا...

حال ديگر حرفي براي گفتن نداريم جز چند پي نوشت كه بعد از خواندن آنها، متن به طور خودكار، از بين خواهد رفت..

بدرود


پي نوشت الاول: متن بالا توسط يك استاد ادبيات به دليل بي سوادي اينجانب تصحيح گرديده و چون خرج تصحيح بالا مي باشد بايد غلوط اينجانب را در متون بعدي تحمل بفرمائيد.

پي نوشت الثاني: خداوند رحمتي به استادان داشنكده نخبگان ايران بنمايد از آن جهت كه براي چندمين مرتبه،‌پسر عموي معصوم و دل شكسته ملاي عزيز ما را مورد عنايت خويش قرار داده و بدون نياز به طبيب و محكمه، جنسيت ايشان را مورد عنايت خويش قرار داده و ايشان را خانم.... خطاب نمودند كه باعث خنده بسيار گشت در كلاس همي.

پي نوشت الثالت: زين پس براي نوشتن پيغام خصوصي به اينجنب، يعني باجناق ملا،‌به ولاگ نامه زير كه آدرس آن را قرار ميدهم،‌مراجعت نماييد.

www.hamidrezamoghimi.blogfa.com


خارج از شوخي:

نميدونم اين مطلب رو چطوري بنويسم،‌شوخي بگم يا جدي. قربونت برم اين وبلاگ،‌يه طنز هستش. وقتي نظرات خصوصي رو ميخوندم، مني كه پسر هستم شرمم اومد از يك سري نوشته هايي كه نميدونم بگم آدمهاي با سواد نوشتند يا .......

اين پسر عموي گل ما، پسر بسيار خوبيه كه شما اينطوري با حرفهاي ركيك دلش رو آزار ميديد،‌ شكستن دل يه آدم، و يه آه از دل كشيدن و رسيدن اون آه به خدا، واسه خودت بد ميشه. پس ادبت رو نشون بده و اگه اعتراضي هم داري، مودبانه بگو.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط باجناق ملانصرالدین
از : پسرعموی حضرت حب القلوب ملانصرالدین کبیر (ره)

به : کلیه واحدها و بلاگ ها و نویسندگان!

موضوع : بشرح ذیل

باسلام و صلوات بر حضرت ملانصرالدین کبیر (ره) و پسر عم گرانقدرشان احتراما به استحضار می رساند یک فقره سیم کارت متعلق به پسرعم حضرت ملانصرالدین (ره) مفقود شده بود که پیدا شد!!!! شادی روح ملانصرالدین صلوات!!

از کلیه گروهای تجسس و عوامل شناسایی بویژه از خواهرزاده عزیزمان مهرنوش خانم(!!) که سیم کارت را لای کتاب (!) یافته و به پریشانی چندهفتگی پسر عم پایان دادند سپاسگذاری میگردد!!!

توضیح »» سیم کارت مذکور حاوی 1001 شماره تلفن دختر بود!!!!

    

                         سایه پسرعموی ملانصرالدین مستدام باد

                              امضا : پسرعموی ملانصرالدین(ره)!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درنتیجه : از دوستانی که در این مدت عنایت فرموده و به دلیل خاموش بودن آلت مخابراتی پیامک های حاوی محبت و فحش های آبدار ارسال کرده اند سپاسگذاریم!!!

پیوست : چندی قبل خانم خانی (علیه الرحمه) مدعی شدند که علی عالمی خواستگار ایشان است !!!! نظر به مظلومیت علی در غائله برآن شدیم تا حالی از آن موجود سه سر بستانیم تا مایه عبرت دانشگاه شود!!!این پروژه در مرحله طراحی قرار دارد و به محض به بار نشستن اخبار تکمیلی را به استحضار خواهیم رساند!!!

پیوست 2 : نمردیم و شوهر خانی را هم دیدیم !!!! عکس برادپیت مظلوم را آورده و به عنوان شوهر قصد قالب کردن به همکلاسی های بدبخت داشت که با هوشیاری پسرعموی ملانصرالدین (ره) این توطئه خنثی شد!!!!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
سلام بر حضرات و نسوان محترم و محترمه !!

نمیدانیم این چه سری است که تا پسرعم ملا تصمیم بر نگارش می گیرد یکی از آن مشکلات ناخوانده همچون بزی تشنه ناگهان بسراغ چشمه احساسات ما می دود و هرآنچه تراویده است را یکجا می بلعد و باز این وب بی صاحب می ماند!!!

گرچه اقامت پسر عمو در خوابگاه دانشجویی یکی دیگر از علل تعلل در نگارش است ! این را گفتیم که بگوییم ما هم خوابگاهی شدیم !! البت 4 سال سابقه داریم اما این یکی از آن عجایب روزگار است که در موقع مناسب توضیحات لازم داده خواهد شد!!

و اما

همه این مشکلات ما را برآن داشت تا با مشورت مرحوم ملانصرالدین تصمیم به دعوت از خویشاوندان محترم نمودیم که دو تن از آنان جواب مثبت دادند و قرار است زین به بعد در امر نگارش یاری کنند!!

مقدم باجناق مرحوم ملانصرالدین جناب آقای حمید خان شکم توپخانه و مالک سابق خر مرحوم ملانصرالدین جناب بهزادخان تفکرالدوله را گرامی می داریم!!!


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
به به سلام بر خویشاوندان محترم و محترمه که در این مدت فراق بسی اینجانب را مورد تفقد قرار داده و نگران حال بوده اند !

نطق پیش از دستور!! :

عکس بالا هیچ ارتباطی با اینجانب ندارد ! هرگونه تفکر کج و برعکس شدیدا محکوم میگردد!!

و اما بعد:

اینجانب پسرعموی ملانصرالدین به دلایل فنی)!!( در این مدت مدید قادر به کسب فیض از دنیای مطهر اونترنت ! نگشتیم !

پیش از همه چیز اینجانب تمام مطالبی که پشت سر بنده گفته و شنیده شده اکیدا تکذیب نموده و برای گمراهان آرزوی بازداشتگاه کهریزک می نمایم تا رفته و درآنجا در عرض سه سوت به اشتباهشان پی برده و اصلاح شوند!!!!

در جواب برادران و خواهران عزیزی که اینجانب را متهم به خودبینی نموده اند عرض می کنیم به بزرگی ملانصرالدین کبیر شما را می بخشیم و امیدواریم به راه راست هدایت شوید!!!

در جواب کسانی که ما را متهم به در رفتن و فرنگی بودن کرده اند بخصوص حضرت سیاووووووووووووووووووووش خان برادر ناتنی اینجانب! عارضم چنانچه نزدیک بنده می بودید شما را مورد ملاطفت خویش قرار داده و به دست خود اصلاحتان می کردیم!!!

و باقی را هم واگذار می کنیم به مرحوم ملانصرالدین کبیر باشد تا از خجالتتان در آیند!!!

در اینکه در این مدت کجا بودیم و چه ها کردیم یقینا به خودمان مربوط است !! ولی جهت آگاهی برخی دوستان عارضیم در این مدت جای مناسبی نبودیم !!! همین !

و در نهایت اینکه :

تا اطلاع ثانوی این وبلاگ آپدیت خواهد شد !!

جواب کامنت ها در پست بعد!

-----------------------------------

درنتیچه : صلی علی محمد پسر عموی ملا خوش آمد...!!!!

------------------------------------------

پیوست ۱: شلوار نازنینمان همین الان در کافی نت محترم به میخ !!! صندلی گیر کرده و پاره شد !!! خدا صاحب این مخروبه را نیز هدایت بفرماید !!!!

 پیوست ۲: عیدتان مبارک!

پیوست ۳ : حضور تراکتورسازی تیم محبوب شهرم و بازی های زیبا و حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر را در ورزشگاه به همشهریان خود تبریک می گوییم! به امید زدن پوز اصفهانیهای پرادعا!!! یاشاسن تراختور!

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام شهریور 1388 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
 مکان : اتوبوس شرکت واحد !!!

چقدر انسان و کتاب مشابه هم هستند !

چقدر این دو موجود نسبت های مشابه دارند و ما بی خبریم !! بعضی ها سفید هستند مثل جزوه ساختمان داده های کلاس ما !!! بعضی ها غنی و آموزنده اند.

بعضی ها نانوشته اند ! بعضی ها پر از غلط املائی اند !! بعضی ها را نخوانده میشود فهمید ! بعضی ها را با 1000 بار خواندن هم فهمیدن مشکل است !!!

بعضی ها عاشقانه اند و بعضی ها علمی و بعضی فرهنگی و بعضی بی خود و بعضی ریاضیات !!! بعضی ها سراسر دروغ و حقه اند بعضی ها ساده و بی پیرایه !! بعضی ها را بغیر از نویسنده و خالقش هیچ کس نمی تواند بفهمد ! بعضی ها سازنده اند و بعضی ها نابود کننده ! بعضی ها با چند کلمه ساده و چند صفحه یک دنیا را توصیف می کنند اما بعضی ها با دنیایی از کلمات و هزاران صفحه درون مایه اشان از صفحه ای فراتر نمی رود!

بعضی ها کاربردی اند و بعضی به هیچ دردی نمی خورند !! بعضی ها وحشتناک و گریه آورند و بعضی ها فقط سرور و شادی اند !! بعضی ها تند تند و بعضی ها کند کند !! بعضی ها جلد طلاکوب و صفحات سفید و گرانقیمت دارند اما دانسته هایشان در همان جلدشان خلاصه میشود اما بعضی ها با جلد پاره و کاغذهای کاهی و روزنامه ای عالمی را به بند می کشند !! بعضی ها روی اعصاب راه می روند و بعضی ها به همان اندازه آرامش می بخشند !

بعضی کنج دیواری خاک می خورند و بعضی در مجامع سروری می کنند ! بعضی ها دلتنگند از جملاتشان پیداست .

بعضی ها دینی و مذهبی اند و در پی ارشاد بعضی ها نا آرام و نگرانی تراوش می کنند !

بعضی ها فلسفه خلقتشان را فقط خالقشان می داند ! بعضی ها بازی با کلمات را بلدند و موفق می شوند ! سهم بعضی ها بعد از یکبار خوانده شدن تنهایی و جایشان خاکروبه است و بعضی ها دست نیافتنی و گریزان !

بعضی ها خیلی دیر شناخته می شوند وقتی با خودروی نیستی به ورطه فراموشی سپرده شدند !

بعضی ها دیوانه اند و کلماتشان مست کننده و بعضی گناهکارند و در انتظار بخشایش و.....

بعضی ها ، بعضی ها کاش هیچ وقت نوشته نمی شدند....

... و سرم می افتد پائین به کتاب در دستم :" سربارگذاری عملگرها در سی پلاس پلاس "!! نوشته رابرت لی فور !!

                                                                                                                 (( سعید بابائی ))

----------------------- خدایا آرامشم را از تو میخواهم حتی اگر جوابم را ندهی و... !

 در نتیجه : این نیز بگذرد ... !

پیوست : علی جان روزت مبارک ! لوک خوش شانس هفت تیر کش ورشکسته  ... هرچه هستی دوستت دارم.

            پیوست 2 : شنیدن صدای آرامبخش سخت است اما چقدر دریغ کردن ساده!

پایان >> بیمارستان فوق تخصصی ابن سینای تهران. با 3 آزمایش خون گریه آور  !! خدایا شکرت هزاران بار . فقط معاف گردان از شیلنگ!!!

  ------------------------------------------

نظرات محفوظ خواهند ماند !!


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم فروردین 1388 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
سلامی به درازی گوشهای مرکب پسرعم کبیرمان مرحوم ملانصرالدین به طول نیم متر !!!!

البت چندان اطمینانی به دقت متر خیاطی مامان جان نداریم کما اینکه چندین بار با آن مورد ملاطفت مادرجان قرار گرفته و ضرباتی را نوش جان فرموده ایم اما فکر همی برکنیم تا نیم متر درازی گوشهای آن الاغ باوفا باشد !!! 

و اما مقلی خان !!!!:

قریب به یک ماه از دوری پسر عم ملا از این کنج عزلت میگذرد گو اینکه دیروز بود در اثر فشار آندوسکوپی و آن شلنگ مهربان ! در اغما بسر می بردیم !!!و آن عاشق فک شکسته جناب علی خان عالمی به عنوان مراقب که چه عرض کنیم عزرائیل بر سر ما استر می تاختند !!!

خدایتان بیامرزد و قرین لعنتش بگرداند حمید که دوباره ما را سر شوق آوردی !!! تصمیم برگرفتیم درب وبلاگ را تخته نموده و باقی عمر را به دعا و نیایش مشغول شویم اما به محض طرح این مسئله چنان طوفانی در دانشگاه برگرفت که در این گیر و دار ریش و سبیل و سایر محتویات صورت مبارک آفا مهدی رحیمیان در اثر آن به یغما رفت !!!

و اما آن حمید لعین که در دانشکده معروف به .....خلی  می باشد !!! در اثر این طوفان با آن کمر ۴۰۰ سانتی با همت تمام بر زمین برخورده و همراه طفل در شکم به جهنم واصل گردید !!!!

مردک شکم سایز و استانداری دارد آخر !!!!

حرف برای گفتن بسیار است این اعلام وجودی دوباره بود!!!

و آن اما آن عادل خانوم که در هر افاضه فیض ما در نزد استاد آن مشت محترم را نشان داده و با تهدید ابراز میفرمایند که پسرعمو جان دم در منتظرتم !!!!! آقا وقتی بلد می باشی باید بلغور هم بفرمائی !!!

و اما هفته گذشته جهت ملاقات عمه کبیرمان (دامت برکاته)! سری به بیمارستان نواختیم و رسیدن همانا و عمه جان به جان تسلیم کردن همانا !!!! نظر به این قدم مبارک و میمون که سابقه هم دارد( درست در لحظه تولد پسر عموی ملانصرالدین در میانه این شهر زیر بمباران با خاک یکسان شد !!!) با خود کلنجاری فرمودیم که نکند ما واقعا همان دجال و سفیانی باشیم که قصد مبارزه با محبان امام عصر(عج) را دارد؟؟؟!!!

راهکار ویژه خانمهای مجرد : اگر در فامیل فردی منفور وجود دارد که با تمام وجود از او متنفرید و قصد نابودی وی را دارید نیت کرده و با پسرعموی ملانصرالدین ازدواج کنید !!!!! تضمینی و بدون بازگشت !!!!! در همان قدم اول طرف از سطح زمین جمع آوری خواهد شد !!!

ماده ۱ : این ازدواج کاملا سوری بوده و همانجا فسخ خواهد شد !!!! فردا نیفتید وبال گردنمان که بی تو آواره دشت طبسم !!!!!

تبصره : در صورت ناچاری جهنم قبول !!!!

------------------------------------------------------

پیوست : چنانچه مقدور است این عیدتان مبارک را پیش از همه چیز فرض بفرمائید !!!!

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
سلام بر همه دوستان عزیز

روزتان بخیر و عمرتان مستدام .

امروز آپ مقدور نگردید !! باشد تا از خجالتتان در آییم !! به امید سالم  زیستن . بندگی بهتر و زندگی بهتر...

دعا برای سلامتی تمام هم نوع ها . امید به رحمت بی پایان خدا و آرزوی درک این معنا ....

------------------------------------------

در نتیجه : خودمان هم مانده ایم !!!


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط پسر عموی ملانصیرالدین

سلام بر خويشاوندان عزيز !!

يا ايهاالذين امنو !! پوزش ما را پذيرا باشيد به جهت عدم وفاي به عهد ! و چنانچه نپذيريد به زور مي پذيرانيم !!! پسرعمو به دليل مشكلات عديده روز شنبه كه هنوز ادامه دارد قادر به افاضه فيض نگرديد و همچنين نتوانست به محبان وعزيزان سر بنوازد!!

تفكري فرموديم تا مطلبي شايسته در اين هفته بنگاريم و هرچه گشتيم بيشتر يافتيم چرا كه به لطف خداي بزرگ كردار و گفتار حكيمانه مسئولين مملكت هر روزش سوژه اي است ملا نصرالديني !!!

و اما از شرق گرفته تا غرب از شمال تا جنوب و مركز و حوالي ، همه جا سخني است در باب جناب يوزارسيف و آخرين درخواست زليخا از ايشان !!! واما به كمك فناوري هاي نوين اعم از موبايل طومارهاي متفاوتي در حمايت از زليخا و بي وفايي يوزارسيف امضا شده و بصورت مسيج سرتاسر مملكت را در نورديده و اطلاع رساني مي نمايند !! ما نيز به نوبه خود تصميم به حمايت از يوزارسيف برآورديم !! فردا صبح ساعت 9 تا 12 ميدان فلسطين !! زليخا حيا كن يوزارسيفو رها كن!!!

- شترقققققققققق !!!

- كي بود كي بود شيشه شكست ؟!!

- شيشه نبود پس چي شكست ؟!!

- الستون و ولستون قلب منو شكستند چه شيطونايي هستن !!!!!

 

آقا داري چيكار ميكني ؟!! كنترل دست كيه؟!! بزن كانال ملانصرالدين پسرعموش داشتند مي فرمودن !!!

آخ شرمنده كنترل دست " اسنو دختر"  بود !! بچه دلش مي خواست برنامه كودك تماشا كنه !!!!!

 

سلام مجدد خدمت شمايان !!!

 پيام بازرگاني : وووززززززززززززززززز .... !!!!!!  پخخخخخخخ !!!!! حشره كش تارومار !!!!

 

ادامه افاضات پسرعم ملا :

بله مي  فرموديم آنقدر درباب آخرين درخواست هاي زليخا از يوزاسيف مطلب توليد گشت كه برخي محافل لايحه اي به مجلس شوراي اسلامي ارائه فرمودند مبني بر ويرايش قرآن (نعوذبالله) !!!

چند هفته پيش غرق در نحوه ازدواج و مراسم بله برون و بويژه درباب شب ازدواج كه اين چگونه زن و شوهري است كه يكي درآن اتاق و ديگري در اين يكي است؟!!! و... بوديم كه توسط پيامكي به مراسم پاتختي ايشان دعوت شديم .... كات !! ناگهان ديديم همسر ايشان باردار است !!!!!! تا آمديم برخود بجنبيم و تبريكي عرض نمائيم ناگاه تعداد فرزندان ايشان به عدد 2 رسيد كه به لطف پدر پولدار و وزيرشان در همان قسمت يكي درحال تحصيل در رشته مهندسي ساخت و نگهداري سيلوهاي گندم !!! در دانشگاه الازهر قاهره !!! و ديگري دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي تبس !!! در رشته فيزيولوژي نگهداري گندم !! هستند !!!!

البته همسر جناب يوزارسيف بسيار ديرتر از همكلاسي ما آقا حميد ! حامله گشتند اما اين چه فارغ شدني است به يقين بازهم زير سر تفكرات يوزارسيف است !!!! حميد ما همچنان در دانشگاه محموله اي در شكم مبارك حمل مي نمايند كه بحمدالله روز بروز پروارتر و چاق و چله تر مي شود!!!!

و اما هرچه به اين زليخاي بخت برگشته مي نگريم ياد علي عالمي خودمان مي افتيم !!! به يقين طرف دست زليخا را در زمينه عاشقي از پشت بسته است !!! انتظار در مترو كرج به اميد بازگشت عشق از سركشي به سيلوهاي گندم كرج !!!!

همسرمكرمه جناب يوزارسيف كه از خدايشان مي بود چنين شخصي همسرشان شود روز بروز جوانتر مي شوند !!! قابل ذكر است بعضي ها با نسب دادن سيمايشان به يوزارسيف و اعلام شباهت به ايشان توانستند به نان و نوايي برسند !!! گرچه بلدند حرفهاي يوزارسيفي هم بلغور فرمايند و مردم را به دين دعوت نمايند!!!

اين داستان ادامه دارد....

در نتيجه : بارپروردگارا  مرا از آن شيلنگ معاف گردان من ديگر طاقت ندارم !!!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 توسط پسر عموی ملانصیرالدین

-         بار پروردگارا ! چرا به داد من نمي رسي؟!!

-         چه شده بنده من ؟! چرا ناله مي كني؟!

-         اي خدا! مگر تو خدا نيستي ؟! چرا رحمي به بنده ات نمي كني‌؟!

-         چه ميخواهي ؟! چه رحمي ؟

-         خدايا پول ميخواهم !!!

-         برو كار كن و درآمد كسب كن !

-         خدايا اگر كار داشتم كه از تو پول نمي خواستم !!! 

-         نه ! نمي شود!!! پول نداريم !!!

-         چرا ؟!

-         به دلايلي كه من مطلعم و تو خبر نداري!!! جنابعالي فاقد خير براي اجتماعي!!! 

-         يعني چه ؟!! ما را گرفته اي؟!! شما از كجا مطع مي باشيد؟!!! 

-         موجود ضعيف من خدا هستم !!!

-         ببخشيد البته كه خدايي ! به خاطر همين خدايي و بزرگي كمكي كن !!!  ( هندوانه زير بغل خدا مي دهد!!!)

-         نه ! نمي شود!!

-         خدايا آمدي و نسازي ها !!!

-         آخر بنده من ميدانم تو با آن پول به داد كسي نخواهي رسيد و فقط شكم خود را انباشته خواهي كرد!!!

-         يعني چه ؟!! ( زدن خود به كوچه علي چپ !!!)

-         يعني تو هيچ كمكي به امثال امروز خودت نخواهي كرد !!!

-         حال شما عنايتي بفرمائيد بنده متعد ميگردم هر آنچه شما بفرمائيد به نيازمندان كمك برسانم !!!( وعده سر خرمن !!)

-         خب چقدري ميخواهي ؟!!

-         حال علي الحساب 500 ميليوني بده الباقي را هم بعدا مي پردازي!!!! البت فقط نقد !! (روي مبارك را بروم !!!)

-         نه !! بيشتر از 50 ميليون نميدهم !!!

-         جهنم همان 50 ميليون را بده !!!

….. و پول مورد نظر واريز گرديد !!!

يك ماه بعد !!!

-         آهاي بنده با تو ام !!!

-         سلام خداي بزرگ !! بفرمائيد امري داشتيد ؟!!

-         مگر تو متعهد نشدي به نيازمندان كمك برساني ؟!! يادت رفت ؟!!

-         نه اختيار داريد خداي بزرگ !!! مگر مي شود بنده اي به خدا قولي دهد و فراموش كند؟!!!! ( غير ممكن است!!! انسان به خدا قول دهد و فراموش كند؟!!!)

-         پس چرا به داد همسايه ات نمي رسي كه شبها گرسنه مي خوابند و بچه هايشان لباس ندارند ؟!!

-         كدام همسايه؟!! خدايا طرف وضعش از من توپ تر است !!!! الحمدالله كارگر روزمزد بوده و ماهي 50 هزار تومان درآمد دارد!!!

-         فعلا كه زمستان است و او هم پير است ! سريعا 2 ميليون در اختيارش بگذار پول پيش صاحبخانه را بدهد تا از خانه بيرونش نكنند! آخر سال است و قرار داد جديد مي بندند !!

-         خدايا چه خبر است ؟!!‌از كيسه خليفه مي بخشي؟!!!!! مگر بنده سر گنج نشسته ام ؟!!!!!! من از اين پولهاي مفت ندارم !!! بيشتر از 500 هزار تومان نميدهم !!!!!  ( بدون شرح!!!!)

يك هفته بعد !!!

باد آورده را باد مي برد !!!!

-         - بار پروردگارا ! چرا به داد من نمي رسي؟!!

خداي مورد نظر در دسترس نمي باشد !!!!!!!!!!!

-----

در نتيجه : بار پروردگارا ! چرا به داد من نمي رسي؟!!!!!!!!!!!

پيوست 1 : مرحوم ملا نصرالدين در خانه نشسته و دعا ميكرد : خدايا من 100 دينار پول ميخواهم !! اگر 99 دينار بدهي قبول نيست من دقيقا 100 دينار ميخواهم !! همسايه كه اين سخن بر شنيد قصد مزاح با ملا را نمود !!! 99 دينار در كيسه اي ريخته و از روزن بالاي بام خانه ملا به داخل خانه انداخت !!! ملا شنگول شده و شكر بجا آورده و پولها را شمرد !! چون ديد 99 دينار است گفت : خدايي كه 99 دينار را رسانده آن 1 دينار را هم خواهد رساند!!!!! و تصور كنيد چهره همسايه را ...!!!

پيو ست 2 :

 


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم اسفند 1387 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
 در پی عرض ارادت های بی شمار محضر مرحوم ملانصرالدین اینجانب به عنوان پسرعموی این شخصیت بین المللی برآن شدیم تا مختصری در باره پسرعموی عزیزمان مطلب بگنجانبم تا شمایان ناکام و ندانسته از دنیا نروید !!! فقط اینکه ملانصرالدین مرحوم مانند مولانا مال ما نیست! مطلب بسی طولانی است اما فکر همی کنم می تواند مفید باشد ...! ادامه حکایت !

 



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ شنبه سوم اسفند 1387 توسط پسر عموی ملانصیرالدین
قالب وبلاگ